خانه / ثروت آفرینی / آیا با ضریب هوشی معمولی می توان میلیاردر شد ؟
آیا با ضریب هوشی معمولی می توان میلیاردر شد ؟

آیا با ضریب هوشی معمولی می توان میلیاردر شد ؟

همانطور که مایکل جردن، با هردو دست خود توپ را شوت می کند و دریبل می زند و یا لئورناردو داوینچی می توانست با هر دو دست خود همزمان بنویسد،

سرمایه گذاران خبره نیز می توانند از هر دو روش استفاده کنند و دقیقاً به این دلیل که می توانند در هر دو جهت مخالف از دیگران پیشی بگیرند.

 

رفسور (ام.سیکزنت میهالی) از طریق تحقیقی دربارۀ نبوغ خلاق در دانشگاه شیکاگو، دریافت که : توانایی استفاده از هر دو جهت، مهمترین عاملی است که نبوغ فرد را نشان می دهد.

 

« پیچیدگی » ویژگی است که، شخصیت های نابغه را از دیگران متمایز می کند. منظور این است که آنها برخی گرایش های تفکری و عملکردی را نشان می دهند که در بیشتر مردم از هم تفکیک شده اند به گونه ای که هر کدام از آن ها، نه فقط یک “فرد” بلکه “مجموعه ای از “افراد” هستند.

مثل رنگ سفید که همه طیف های رنگ را در خود دارد، آن ها نیز می خواهند تمام توانمندی های بشری را در خود گرد آورند.

 

این ویژگی ها در همۀ ما یافت می شود، اما معمولاً به ما یاد داده اند که تنها یک قطب از تفکر منطقی را در خود توسعه دهیم. ممکن است در طول زندگی، بخش فعال و رقابتی وجود خود را پرورش دهیم و بخش همیارانه را نادیده بگیریم یا از رشد آن جلوگیری کنیم. وقتی در بارۀ این مطلب با گروه ها صحبت می کنم، نگاهی طنز آمیز به این موضوع دارند. اصطلاحی هست که می گوید : ” خوب؛ این موضوع پیش از آنچه فکرش را می کردم نیاز به تأمل دارد.”

 

کسانی که دارای تفکر منطقی، خطی و مبتنی بر جزئیات هستند، در مقابل متفکرانی که شیوۀ آنها خلاقیت، دریافت شهودی و تصویر بزرگ است، قرار می گیرند.

هر دو نوع تفکر ارزشمند هستند، اما مهارت داشتن در هر دوی آنها کار دشواری است و مهارت داشتن در هر دوی آن ها به طور همزمان به طور کلی غیرممکن است.

 

معمولاً هر کدام از ما نوعی از تفکر را ترجیح می دهد، درست مثل چپ دست بودن یا راست دست بودن؛ مردم در بدو تولد، یک دست یا یک نوع اندیشیدن را به نوع دیگر ترجیح می دهند.

این در حالی است که ما معمولاً دربارۀ دست های مان  فکر هم نمی کنیم؛ ما صرفاً چک ها را با همان دست «همیشگی» امضا می کنیم.

 

راهی وجود دارد که می توان از آن طریق این دو روش مختلف اندیشیدن، یعنی مشاهده و خلاقیت را در عرصه سرمایه گذاری به کار برد.
سرمایه گذاران خبره نیز باید بتوانند در استفاده از توانایی های هر دو سمت مغز خود به صورت یکسان مهارت کسب کنند. آنها باید تمام ۸ سیلندر خود را روشن کنند.. این هم شیوه دیگری است برای بیان اینکه باید در « پیچیدگی » استاد شوند.

 

شرلوک هولمز می گفت : « هنر منحصر به فرد من در کسب دستاورد های کارآگاهی نتیجۀ به کارگیری هم زمان واقعیت و تصور است. »

 

شواهد نشان می دهد با فرض بر این که سرمایه گذار توانایی های تصمیم گیری برتری داشته باشد، بسیاری از روش ها ممکن است در بازار برنده شوند.

 

برنارد باروخ می گوید : من حقایق را درک می کنم، آن ها را با شکیبایی بررسی می کنم و از قدرت تجسم استفاده می کنم.

 

کنفوسیوس هم می گوید : ذات انسان ها یکی است؛ این عادات شان است که آنان را از یکدیگر متمایز می کند.

 

وارن بافت خودش می گوید : عامل متمایزکننده، بهرۀ هوشی نیست! از نظر وارن بافت، مهم ترین ویژگی سرمایه گذار، متغیر بودن است، نه عقلانی بودن.

 

وارن بافت می گوید : در این نوع کسب و کار به بهرۀ هوشی خیلی بالا نیاز ندارید! لازم نیست بتوانید شطرنج سه بعدی یا بریج دو بخشی بازی کنید.
شما نیاز به شخصیتی متغیر دارید که از موافقت با جمعیت و یا مخالفت با آن ها، لذتی نمی برد.

 

بیشتر ما این لطیفۀ  قدیمی در بارۀ اینشتین را شنیده ایم که از او خواسته می شود با سه نفر دیگر هم اتاقی شود :

اینشتین به هم اتاقی اول : « بهرۀ هوشی شما چقدر است ؟

هم اتاقی اول : « ۱۵۰»

اینشتین : « عالی است. ما می توانیم دربارۀ فرضیۀ نسبیت و مکانیک کوانتوم با هم صحبت کنیم.»

اینشتین به هم اتاقی دوم : « بهرۀ هوشی شما چقدر است ؟

هم اتاقی دوم : « ۱۲۰ »

اینشتین : « خوب است. ما می توانیم دربارۀ ادبیات و هنر با هم صحبت کنیم. »

اینشتین به هم اتاقی سوم : « بهرۀ هوشی شما چقدر است ؟

هم اتاقی سوم : « ۷۵ »

اینشتین : « خوب، امروز بازار چگونه بسته شد ؟

بهرۀ هوشی و نبوغ خلاق به طور آشکار با هم فرق دارند.

میکل آنژ می گوید : ” نبوغ، صبر جاودانه است. ” و بنجامین دیزرائیلی می گوید : ” صبر، عنصر ضروری نبوغ است. ”

 

بسیاری از سرمایه گذاران برجسته شکست می خورند! در حالی که برخی از افراد با بهرۀ هوشی معمولی، موفق می شوند.

 

ریچارد فاینمن که نمونه ای بی نظیر در زمینۀ تفکر خلاق است، اظهار می کند که بردن جایزۀ نوبل کار چندان مهمی نیست و افراد بسیاری این جایزه را کسب کرده اند.

 

آنچه بیش از همه اهمیت دارد، این است که او این جایزه را با بهرۀ هوشی ۱۲۸ به دست آورده است!

 

باز هم می بینیم که بین بهرۀ هوشی و نبوغ خلاق هیچ ارتباطی وجود ندارد.

همچنین ببینید

۴ اسطوره غلط که مانع رسیدن به هدف هستند؟

متاسفانه، بیشتر ما، تنها، آگاهی مبهمی از اعتقادات و ارزش هایی داریم که تصمیم های …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *